به مجنون چون رسیدم یا علی گفت نسیمی غنچه ای را باز میکرد به گوش غنچه کم کم یا علی گفت یقین پروردگـــــارآفرینــــــش به موجودات عالم یا علی گفت خمیر خاک آدم را سرشتند چو برمیخاست آدم یا علی گفت عصا در دست موسی اژدها شد کلیم انجا مسلم یا علی گفت مسیحا هم دم از اعجاز میزد زبس بیچاره مریم یا علی گفت علی را ضربتی کاری نمیشد گمانم ابن ملجم یا علی گفت مگر خیبر زجایش کنده میشد یقین انجا علی هم یا علی گفت دلا باید که هردم یا علی گفت نه هر دم بل دمادم یا علی گفت